کتابدار تنها
بی‌عرضگی همان اکسیر حیات است

بی عرضه‌ها دیرتر می‌میرند!

بعد از بررسی اتفاقاتی که اخیراً پیرامون من و خیلی از شما افتاد به این نتیجه رسیدم که آدم هر چه بی عرضه‌تر، نمردنی‌تر. خیلی خوب هم می‌توانم برای این ادعا شاهد و مثال بیاورم.
مثلا همین سانحه کشتی نفتکش سانچی. شما فکر می کنید هر کسی می‌تواند وارد حرفه دریانوری شود؟ نظامی یا غیرنظامی بودنش فرقی نمی‌کند، بحث بر سر این است که خیلی از من و شما برای ورود به این مشاغل بی عرضه هستیم. بی عرضه خیلی هم معنی بدی ندارد. از دیدگاه من یعنی کسی که دانش و مهارت لازم برای انجام یک کار را ندارد.
بنابراین شانس مردن آدم بی عرضه‌ای مثل من در حادثه‌ای شبیه به سانچی تقریبا نزدیک به صفر است. چون من خیلی بی‌عرضه تر از تمام آن عزیزانی هستم که جانشان را آنجا از دست دادند.
یکی دیگر از رویدادهای اخیرا اعترضات سراسری است که مردم ایران شروع کرده‌اند. من با اینکه در دل دوست دارم در کنار مردم بمانم تا ایرانو پس بگیرم اما در واقعیت آدم بی‌عرضه‌ای هستم که محال است بتوانم در یک اعتراض سراسری شرکت کنم. در نتیجه همه‌ آنهایی که در این اعتراضات دستگیر شده‌اند اتفاقا نه بیکار و تنیل، بلکه آدم‌های بسیار با جنم و جربزه‌ای هستند که واقعا حق‌شان نیست در زندان خودکشی داده شوند. به نظر من اینها سرمایه‌های واقعی ایران هستند.
اجازه بدهید برگردیم به ۱۷ خرداد ۱۳۹۶٫ این همان تاریخی است که مجلس شورای اسلامی آماج حمله تروریستی قرار گرفت. متاسفانه بخشی از درگذشتگان این حادثه آدم‌هایی بودند که برای عرض شکایت و دیدار با نماینده‌های شهرشان آن روز در ساختمان مجلس بودند. خب اینها بدون تردید آدم‌های باعرضه ای بودند که از دورترین شهرها و روستاها برای پیگیری مطالبات‌شان آمده بودند.
ضمن ابراز تاسف و همدردی با درگذشتگان همه این حوادث (کاری که سازمان ملل بی عرضه هم خوب بلد است)، امیدوارم قانع شده باشید که اکسیر حیات و فرمول جاودانگی چیزی نیست جز بی عرضه‌گی محض در همه سانحه‌ها.

اضافه کردن نظر