کتابدار تنها
دنزل واشنگتن بازیگر و تهیه کننده فیلم کتاب الای است که در این پوستر نشان داده شده است

کتاب الی: روایتی از اعتقاد، دین و امانت

جنگلی با یک فضای لایتنهایی با ژرفای به رنگ سبز و آسمانی برگ ریزان فضای ابتدایی فیلم کتاب الی را تشکیل می دهد. یک بار دیگر سینمای هالیوود فیلمی برادرانه را به ما عرضه کرده است. آلبرت و الن هاگز دوقلوهایی هستند که فیلمسازی را با فیلم تهدیدی برای جامعه در سال ۱۹۹۳ آغاز کردند.

اما فیلم کتاب الی (البته برخی گفته اند کتاب الای که با کمی بازی با کلمات می توان کتاب الهی هم آن را گفت) از آن دسته فیلم هایی است که در یک فضای پسا آخرالزمانی اتفاق می افتند.

شاید تفاوت این فیلم با همتایانش بیشتر در همین موضوع باشد که اکثر فیلم های آخرالزمانی بیشتر به شرح اتفاقات همان آخرالزمان می پردازند و بعد از آن را می گذارند برای خود تماشاگر. قهرمان داستان فردی به نام الای (در ویکی پدیا فارسی البته آورده اند که این نام در فارسی باید به صورت عیلی نوشته شود که آن هم از نام یکی از داوران اسرائیل باستان گرفته شده که در کتاب های سموئیل ذکر شده است. درست و غلطش پای ویکی پدیا) است که توانسته از اتفاقات آخرالزمان جان به در برد و اکنون در جهانی سرد و بی روح زندگی می کند و سعی دارد تا رسیدن به هدفش بقای خود را هر طور که شده حفظ نماید.

همان طور که رسم معمول اکثر این فیلم هاست بعد از آخرالزمان جهان به دست بدکاران افتاده و آنها در نهایت شقاوت معدود انسان هایی که در روی کره زمین مانده اند را می کشند، غارت می کنند، تجاوز می کنند و هرکار دیگری که شما تصور کنید. در طول این داستان قهرمان سیاه پوست با سلاح های محدود و ابزارهای اولیه و چیزهایی که از  اجساد مرده و خانه های ترک شده پیدا کرده همیشه در مواجه با این بدی هاست.

دنزل واشنگتن در فیلم کتاب الی یا کتاب الای

اما الای کتابی را به همراه دارد که همه داستان فیلم مربوط به همین کتاب است.

این کتاب تنها نسخه ای است که باقی مانده و ماموریت و هدف الای این است که کتاب را به جایگاه امنی برساند تا حفظ شود.

در ظاهر اصلا کار سختی نیست و یک کتاب ارزشی ندارد که خیلی ها بخواهند آن را به دست بیاورند. این باور تماشاگر در اوایل فیلم است تا جایی که ما به ضدقهرمان اصلی فیلم می رسیم. کارنگی با بازی گری اولدمن یک میراث خوار گانگستران آمریکایی است که اکنون در زمین پس از آخرالزمان سعی دارد با به دست گرفتن قدرت شهرسازی کند، تمدن بیافریند و خلاصه خدایی کند. اما او برای انجام این همه نیازمند داشتن همان کتابی است که الای آن را به همراه دارد.

او برای به دست آوردن کتاب حاضر است از همه داشته هایش حتی زن و دختری که مثلا خانواده او هستند هزینه کند.

سولارا با بازی میلا کونیس دختر ساده انگار و کمی نادان و بیسواد (کارگردانان این طور القا کرده  اندکه پس از آخرالزمان همه مظاهر تمدنی از بین خواهند رفت و حتی آموزش نیز هم) کارنگی است که مثل خیلی دیگر از همسالانش خبری از دنیای قدیم ندارد و بی هدف زندگی می کند.

در مواجه قهرمان داستان با سولارا بحث های آنها درباره دنیای قبل و بعد از آخرالزمان در می گیرد و کم کم سولارا به الای از نظر معنوی علاقه مند می شود و این علاقه زمانی که الای سولارا را از خطر تجاوز نجات می دهد بیشتر هم می شود.

به نظر می آید که شخص دنزل واشنگتن در این فیلم سهم بسیاری داشته نه تنها در بخش بازیگری بلکه تهیه کنندگی فیلم نیز به عهده او بوده است.

داستان فیلم را نیز گری ویتا نوشته است که در کارنامه او نگارش فیلمنامه بعد از زمین هم به چشم می خورد.

علاوه بر بازی زییا دنزل واشنگتن و داستان نسبتا خوب بازهای مکملی که گری اولدمن و میلا کونیس از خود به نمایش گذاشته اند باعث ارزش بیشتر فیلم شده است.

اما باید به چند نکته در این فیلم اشاره کرد. یکی از این نکات علاقه مفرط و سیری ناپذیر انسان به بقا است. در صحنه ای از فیلم الای و سولارا به کلبه ای در بیابان می رسند که پیرمرد و پیرزنی در آن ساکن هستند و سعی کرده اند که به رغم همه مشکلات موجود و نا امنی ها همچنان به طبیعی ترین شکل زندگی کنند و حتی چای بنوشند و از گوشت سایر انسان ها تغذیه کنند تا بقا داشته باشند و زندگی پیدا کنند.

یکی دیگر از پیام های مثبت فیلم استفاده از مفاهیم کتب مقدس و به کار بستن اندیشه های آن کتاب ها در زندگی است. ما در انتهای فیلم متوجه می شویم که در واقع کتابی در کار نیست و تمام مطالب کتاب در ذهن الای جای گرفته است.

این یعنی که در درجه اول محمل فیزیکی اطلاعات نباید مهم باشد و آن چیز که ارزش دارد خود آن اطلاعات است که باید حفظ شود. بخشی دیگر از فیلم که تا حدودی نشانگر نگاه منفی برادران هاگز در مقام کارگردان و ویتا به عنوان نویسنده کار است جایی است که یاران کارنگی از یافتن کتاب خسته شده اند و با تلفاتی که داده اند این همه جستجو برای یک کتاب را بی ارزش می دانند.

اما کارنگی با عصبانیت بسیار از ارزش کتاب سخن می گوید که این کتابی است که به وسیله آن می شود کنترل افراد را به دست گرفت و حکمرانی کرد.

با توجه به مقدس بودن این کتاب که در واقع همان تنها انجیل باقی مانده پس از آخرالزمان است به نظر من خواسته اند نشان دهند که با استفاده ابزاری از دین می توان حکومت کرد و در سایه این حکومت دینی سوری کثیف دست به هر کاری زد. البته نباید از حق گذشت که چنین نظام هایی در دنیای فعلی کم نیستند که دین را ابزار حکومت کرده اند.

یکی دیگر از نکات جالب و البته طبق معمول زیاده از حد آمریکایی فیلم مقصد امنی است که قهرمان قصه از ابتدا می خواهد به آنجا برود. از این سرزمین از ابتدا تا انتهای فیلم با عنوان کلی غرب (west) یاد می شود تا اینکه در اواخر قصه متوجه می شویم که منظور از این غرب همان جزیره آلکاتراز است.

جزیره ای که در دنیای قبل از آخرالزمان (بر اساس تقسیم بندی فیلم) تنها شهرتش به خاطر داشتن یک زندان فوق امنیتی بوده است که اکنون در دوره پسا آخرالزمان آن زندان را به کتابخانه تبدیل کرده اند. در اینباره می توان به دو نکته اشاره کرد.

اولین نکته این است که ظاهرا وضعیت حفاظت از دانش بشری اینقدر سخت و مشکل شده که برای نگهداشت آن باید از مکانی مثل زندان آن هم زندانی مثل آلکاتراز استفاده کرد. این یعنی برگشت بشر به دوران وسطا که کتاب ها خیلی سفت و محکم حفظ می شدند و انگار دوباره قرار است همان مسیر تکاملی پیش روی بشر قرار بگیرد که در دنیای قبل وجود داشته است. پس بعنی بشر اصلاح ناپذیر است؟!

میلا کونیس اوکراینی و دنزل واشنگتن در صحنه ای از فیلم کتاب الای بر روی آب داخل قابق

نکته دیگر هم این است که چرا اینجا؟ چرا آلکاترازا باید سرزمین موعود باشد. آلکاترازی که روزی هیچ کس دوست نداشته حتی سایه اش از آنجا گذر کند. اینها سئوالاتی است که باید پاسخ آنها را در همان نگاه بیش از حد آمریکایی هالیوود جستجو کرد. فیلم کتاب الی با تمام این فراز و نشیب ها اما فیلم خوش ساختی است که علی رغم مقداری کندی در ریتم فیلم شما را با داستانی نو از داستان های آخرالزمانی هالیوود همراه می کند.

این فیلم برنده سه جایزه سینمایی و ۱۱ بار کاندید دریافت آنها شده است. فیلم را با خانواده تماشا نکنید چون اساسا تجربه ای است که شخصا باید آن را کسب کنید.

اضافه کردن نظر